يحيى دولت آبادى
390
حيات يحيى ( فارسى )
كه عاقبت كارشان چه مىشود . اينك نظرى بدربار پهلوى انداخته ببينيم آنجا چه ميگذرد گفتم دربار پهلوى بلى سردار سپه نام خانوادگى نداشته است و خود اول سلسله است لغت پهلوى را كه نام خانواده ميرزا محمود خان پهلوى بود براى نام خانوادگى خود اختيار كرده صاحب اول او را واميدارند از آن نام استعفا بدهد و از اين رو منبعد سردار سپه پهلوى و دربارش دربار اعظم پهلوى ناميده مىشود و براى رياست دربار اعظم عبد الحسين خان تيمور تاش بجنوردى خراسانى انتخاب ميگردد اين شخص مكرر در اين كتاب نام برده شده است اكنون در ميان اشخاص غير نظامى نزديكترين اشخاص است بشاه پهلوى و چون تحصيل كرده و خارج ديده و شخص كاركن و تجددخواه است براى تغيير دادن اوضاع مملكت وجودش در دربار مؤثر واقع ميگردد و البته همين تيمور تاش و امثال او در دورهء پيش از پهلوى هم مصدر كارها بودند بىآنكه توانسته باشند قدمى رو باصلاحات اساسى بردارند پس اساس كار علاقمندى شخص پهلوى است بترقى دادن مملكت كه اشخاص تجددخواه مىتوانند جرئت كرده به دادن تغييراتى كامياب گردند . تيمور تاش دربار باشكوهى براى پهلوى مرتب مىكند و چون مردم تهران در روزهاى آخر كه در خانه شاه و در مدرسه نظام هروقت ميخواستهاند شاه را ميديدهاند اكنون هم تصور ميكنند مىتوانند بدربار و بحضور شاه آمدوشد نمايند تيمور تاش آب پاك بدست همه ريخته ميگويد شرفيابى حضور اعليحضرت براى همه كس ممكن نيست و براى آنها هم كه ممكن است وقت و ترتيب معين دارد تيمور تاش ميخواهد با داشتن وزارت دربار نمايندهء مجلس شوراى ملى هم باشد اما نميتواند باينكار رنگ قانونى بدهد كه وكلاء اگر وزير شدند بوكالت هم باقى بمانند با وجود اين براى اداره كردن مجلس زمام اكثريت مجلس را در دست گرفته هرطور دستور بدهد به همان طور در مجلس جارى مىشود تيمور تاش مانند صدر اعظمهاى قديم در تمام كارهاى دولتى در هروزارتخانه دخالت مىكند و هيچگونه عزل و نصبى بىاجازهء او واقع نميگردد . و بالجمله طولى نميكشد كه تيمور تاش مرجع كل امور مملكت و واسطه ميان همه با شاه واقع ميگردد غير از نظاميان و كارهاى مربوط بنظام چه شاه پهلوى در